راست است شما آن دخمه را که به شکل حفره ی زیرزمینی می ساختند و در قرون وسطی "فراموشخانه"می نامیدند نمی شناسید. معمولا شما را برای همه ی عمر در آنجا فراموش می کردند. وجه تمایز این دخمه از دخمه های دیگر در اندازه های ماهرانه ی آن بود. ارتفاعش آن قدر نبود که زندانی بتواند بایستد عرض اش هم آنقدر نبود که بتواند بخوابد. می بایست از ایستادن و خفتن دست بشوید و به حالت خمیده زندگی کند! خواب سقوط کردن بود و بیداری مچاله شدن!

دوستان عزیز این کشف با همه ی سادگیش به معنای واقعی کلمه نبوغ آمیز بود. همه روزه محکوم از طریق فشار ساکنی که به مفاصلش را خشک می کرد می آموخت که تقصیرکار است و بیگناهی در آن است که بتواند با شادمانی کش و قوس آید! آیا می توانید کسی را که به قله ها و عرشه های فوقانی خو گرقته است در چنین دخمه ای مجسم کنید؟

چه می گویید؟ می گویید می توان در چنین دخمه ای زندگی کرد و بیگناه بود؟!

احتمالش کم است. بسیار کم است! و الا پای استدلال من لنگ می شود!اینکه بیگناه مجبور شود که با پشت خمیده زندگی کند فرضیه ای است که من یک لحظه هم حاضر نیستم آن را مورد بررسی قرار دهم. به علاوه ما نمی توانیم بیگناهی هیچکس را تایید کنیم در صورتی که می توانیم به طور قطع مجرمیت همه کس را مسلم بدانیم...

هر انسان گواهی است بر جنایت همه ی انسان های دیگر!

این است ایمان من و امیدواری من..

باور کنید ادیان از لحظه ای که دم از اخلاق می زنند و با صدور فرمان تهدید می کنند به خطا می روند!

برای خلق مجرمیت و مکافات احتیاجی به وجود خداوند نیست!

همنوعان ما با کمک خود ما برای این کار کفایت می کنند

شما از روز داوری الهی سخن می گویید. اجازه بدهید با کمال احترام به این حرف بخندم!

من بدون ترس و تزلزل در انتظار آن روزم: من چیزی را دیده ام که به مراتب از آن سخت تر است. من داوری میان آدمیان را دیده ام!

برای اینها قرائن مخففه وجود ندارد. حتی نیت خیر به پای جنایت گذاشته می شود!

شما درباره ی قفس تف اندازی که در همی اواخر ملتی آنرا ابداع کرد...ه تا ثابت کند از همه ی ملل روی زمین بزرگتر است چیزی شنیده اید؟

یک جعبه که با آجر می سازند و زندانی در آن می ایستد ولی نمی تواند تکان بخورد. در محکمی که او را در صدف سیمانی اش محبوس می کند تا به زیر چانه می رسد. بنابراین فقط چهره اش دیده می شود که هر نگهبان به هنگام عبور اخلاط سینه اش را بر آن می افکند. زندانی که در قفس خود به تنگنا افتاده است نمی تواند چهره ی خود را پاک کند گرچه مجاز است که البته چشمان خود را ببند!

بسیار خوب دوستان من این از ابداعات انسان هاست.

آنها برای خلق این شاهکار کوچک نیازی به خدا نداشته اند...